روضه شب هفتم محرم

روضه شب هفتم محرم ، حضرت علی اصغر علیه السلام

«علی اصغر» طفل شیرخوار امام حسین(علیه السلام) بود. نام مادرش «رباب» دختر «امرء القیس بن عدی بن اوس بن جابر بن کعب بن علیم بنجناب بن کلب» بود. مادر رباب «هند الهنود» دختر «ربیع بن مسعود بن مضاد بن حصن بن کعب بن علیم بن جناب» بوده است.

تنها خواهر علی اصغر حضرت سکینه می‌باشد. نام دیگر حضرت سکینه، امینه بوده است. امام حسین(علیه السلام) در مدح رباب همسر گرامیشان اشعار زیر را سروده است :

لَعَمْرُکَ اِنَّنی لاحب دارا       تَکُونُ بِها سکینَهُ وَ الرُّبابُ

اُحِبُّهُما وَ اَبْذُلُجلَّ مالی   وَ لَیْسَ لِعاتِبٍ عِندی عِتابٌ

«به جانت قسم، من خانه‌ای را دوست دارم که در آن سکینه و رباب باشند;

آنها را دوست دارم و تمام مالم را برای آنها خرج می‌کنم و هرگز خسته کننده‌ای مرا خسته نخواهد کرد.»

علی اصغردر مدینه النبی(علیه السلام) ولادت یافت. سن این طفل را شش ماه و بعضی بیش از ۹ ماه (تا یکسال ) نقل

کرده اند ( دکتر محمد سنگری )

سماوی می‌گوید: این که برخی گفته‌اند حضرت علی اصغر در کربلا ولادت یافته چندان درست نیست.شاید هم عبدالله رضیع در کربلا به دنیا آمده و غیر از حضرت علی اصغر(علیه السلام) باشد.

واما در کیفیت شهادتش اینطور نقل میکنند:

قَالَ وَ لَمجا رَأَی الْحُسَیْنُ مَصَارِعَ‌ فِتْیَانِهِ‌ وَ أَحِبجتِهِ عَزَمَ عَلَی لِقَاءِ الْقَوْمِ بِمُهْجَتِهِ

راوی گفت: حسین وقتی که دیدجوانان و دوستانش همه کشته شده و روی زمین افتاده‌اند تصمیم گرفت که خودبجنگ دشمن برود و خونش را نثار حضرت دوست کند صدا زد:

وَ نَادَی : هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللجهِ، آیا کسی هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟

هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخَافُ اللجهَ فِینَا، آیا خداپرستی هست که در باره ما از خداوند بترسد؟

هَلْ مِنْ مُغِیثٍ یَرْجو اللجهَ بِإِغَاثَتِنَا، آیا دادرسی هست که بامید پاداش خداوندی بداد ما برسد؟

هَلْ مِنْ مُعِینٍ یَرْجو مَا عِنْدَ اللجهِ فِی إِعَانَتِنَا;آیا دادرسی هست که بامید پاداش خداوندی بداد ما برسد؟

فَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُ النِّسَاءِ بِالْعَوِیلِ äِ صدای گریه و زاری و شیون زنان حرم بلند شد.فَتَقَدجمَ‌ إِلَی الْخَیْمَه

حسین علیه السّلام بدر خیمه نزدیک شد وَ قَالَ لِزَیْنَبَ نَاوِلِینِی وَلَدِیَ الصغیرَ و به زینب فرمود: فرزند خردسال مرا بدست من بده تا برای آخرین بار او را به بینم سپس او را در بغل گرفت و بوسید. و به سوی دشمنان آمد و فریاد زد:

یا قوم ان‌ لم‌ ترحمونی‌ فارحموا هذا الطفل! اگر به من رحم نمی‌کنید به این طفل ترحم کنید.

اما ترونه کیف یتلظی عطشا آیا او را نمی‌بینید که چگونه از شدت و حرارت تشنگی، دهان را باز و بسته می‌کند

فاسقوه شربه من الماء او را با اندکی آب، سیراب کنید.

هنوز سخن امام تمام نشده بود، به اشاره عمر سعدملعون، حرمله بن کاهل اسدی (لعنت الله )گلوی نازک او را هدف تیر قرار داد که تیر به گلو اصابت کرد «فذبح الطفل من الورید الی الورید ، او من الاذن الی الاذن‌».از شریان چپ تاشریان راست علی اصغر بریده شد، و یا از گوش تا گوش او ذبح شد.

مصیبت جگر سوز علی اصغر به قدری بر امام حسین علیه السلام سخت بود که آن حضرت در حالی که گریه می‌کرد، به خدا متوجه شد و عرض کرد:

اللهمّ احکم بیننا و بین قوم دعونا لینصرونا فقتلونا.«خدایا خودت بین ما و این قوم،داوری کن، آنها ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند، ولی به کشتن ما اقدام می‌کنند».

درکربلا جایی خدا به امام حسین تسلی نداد جز اینجا که ، ازجانب آسمان ندائی شنید:

«یا حسین دعه فان له مرضعا فی الجنه‌».

ای حسین (علیه السلام ) در فکر اصغر نباش، هم اکنون دایه‌ای در بهشت برای شیر دادن به او آماده است‌» آری این ندا، ندای دلداری به حسین علیه السلام بود، تا بتواند فاجعه غمبار مصیبت اصغر را تحمل کند.

ثُمج ر َجعَ ب ِالطِّفلِ مذبُوحاً و َ د َمُهُ َیجرِی عَلَی صَدرِ الحُسَینِ«سپس حضرت با طفل کشته شده خود برگشت در حالی که خون از گلوی آن طفل به سینه ی حضرتجاری بود»

فَقَالَ لِزَیْنَبَ خُذِیهِ ثُمج تَلَقجی الدجمَ بِکَفجیْهِ فَلَمجا امْتَلَأَتَا رَمَی بِالدجمِ نَحْوَ السجمَاءِ

پس حسین علیه السّلام به زینب فرمود: کودک را بگیر سپس هر دو کف دست را بزیر خون گلوی کودک گرفت و چون کفهایش پر از خون شد خون را بسوی آسمان پرتاب نمودثُمج قَالَ هَوجنَ عَلَیج مَا نَزَلَ بِی أَنجهُ بِعَیْنِ اللجهِ.

سپس فرمود: آنچه که مصیبت را بر من آسان میکند ، این است که خداوند می‌بیند.

قَالَ الْبَاقِرُ ع‌ فَلَمْ یَسْقُطْ مِنْ ذَلِکَ الدجمِ قَطْرَهٌ إِلَی الْأَرْضِ.امام باقر علیه السّلام فرمود: از آن خون یک قطره بر وی زمین نیفتاد.

سپس امام با غلاف شمشیر قبرکوچکی آماده کرد و علی را در آنقبر دفن کرد . اما آنچه لازم به تذکر و یادآوری است ، اینستکه در کربلا سر دو نفر از بدن جددا نشد یکی سر حربن یزید ریاحی و دیگری سر علی اصغر ع . (منتهی الامال شیخ عباس قمی و….)

در زیارت‌ نامه امام حسین علیه السلام درباره علی اصغر علیه السلام چنین می‌خوانیم:

« صَلّی اللجهُ عَلَیْکَ وَعَلَیْهِمْ وَعَلی وَلَدِکَ عَلیّ الاصْغَرِ الّذی‌ فُجِعْتَ بِهِ» درود خدا بر تو و بر ایشان ( شهیدان) و بر فرزندت علی اصغر که داغدار او شدی.

 متنبه شدن دو نفر از سپاه عمر سعد

ابوالحتوف فرزند «حارث انصاری» و برادرش «سعد» منسوب به قبیله «بین عجلان» است. او و برادرش ازجمله خوراج بودند که با سپاه «ابن سعد» به کربلا آمده بودند. ایشان زمانیکه ، امام جان‌های پاک را به یاری طلبیدند،و صدای شیون زنان اهل حرم بلندشد به حضرت پیوستند و در حمایت از امام به شهادت رسیدند.

انحراف خوارج چنان بالا گرفته بود که امام علی علیه السلام را گنهکار و گاه کافر تلقی می‌کردند. شگفت این که دعوت بیدار کننده حسینی منحرفان را به راه راست باز آورد تا افراد در ارشاد و هدایت بندگان خدا هرگز مایوس نشوند.

«« بدرستیکه حسین کشتی نجات و هدایت است . »»


پاسخ دهید

دیدگاه شما


8 + = هفده