روز ششم محرم

روز ششم محرم در طول تاریخ شاهد حوادث گوناگونی بوده است

۱- شهادت حضرت یحیی پیامبر (صل اللّه علیه و آله و سلم )

پادشاه بنی اسرائیل هردوش یا هرودیس زنی داشت که جالب توجه نبود زن برای نگهداری مقام خود در دربار به هرودیس پیشنهاد کرد که دختری دارم در اختیار تو می گذارم شاه از روحانی عصر حضرت یحیی سئوال کرد حضرت فرمود از خدا بترس که ازدواج با دختر زن حرام است شاه ناراحت شد و یحیی را بزندان انداخت زن هردوش کینه از یحیی در دل گرفت و وقتی دخترش را آرایش کرده می خواست بدست شاه دهد گفت دخترم مهریه تو سر یحیی است در موقع حساس از شاه قتل او را بخواه دختر طبق سفارش مادر عمل نمود و در وقت مناسب به قتل شاه وادار نمود شاه ظالمی فرستاد به زندان که سر مبارک یحیی را از بدن در طشت جدا نمود بعضی نوشته از محراب عبادت کشید و در میان طشت سرش را برید و سر را در طشت به پیش شاه آورد.

در تفسیر نمونه جلد ۱۳ ص ۱۳ نوشته :

هرودیس پادشاه هوس باز فلسطین عاشق هیرودیا دختر برادرش شده بود و زیبائی او دل شاه را در گرو عشقی آتشین قرار داده لذا تصمیم به ازدواج با آن دختر گرفت این خبر به پیامبر خدا یحیی رسید صریحا اعلام کرد که این ازدواج نامشروع است و من به مبارزه قیام خواهم نمود سر و صدای این موضوع در شهر هیرودیا رسید او تصمیم گرفت از یحیی انتقام گیرد ارتباطش را با عمو بیشتر کرد هیرودیس باو گفت هر چه آرزو داری از من بخواه هیرودیا گفت من هیچ چیز جز سر یحیی نمی خواهم بالاخره شاه یحیی را کشت و سر مبارک او را نزد زن بدرگاه حاضر ساخت و از این جهت حضرت امام حسین (علیه السلام) به جناب یحیی شباهت داشت .

۲ – عذاب بر بنی اسرائیل نازل شد.

یوشع بن نون وصی حضرت موسی با بنی اسرائیل به شهر عمالقه لشکر کشید مردی عابد بنام بلعم بن باعورا زاهد و عالم یهودی اسم اعظم می دانست و مستجاب الدعوه بود امیر شهر از او خواست درباره یوشع و بنی اسرائیل نفرین کند تا مغلوب شوند بلعم در مقام معارضه درآمد اسم اعظم را فراموش کرد ولی راهی بآن نشان داد که لشکر یوشع هلاک شوند گفت زنان زینت کرده به پیش بنی اسرائیل بفرست تا بفسق مشغول شوند بنی اسرائیل مشغول شهوترانی شدند خداوند متعال مرض طاعون را بر ایشان فرستاد و هفتاد هزار نفر در مدت کمی نابود شدند.

۳ – یاری طلبیدن حبیب ابن مظاهر از بنی اسد

در این روز حبیب بن مظاهر به آن حضرت عرض کرد: یابن رسول الله! در این نزدیکی طائفه‌ای از بنی اسد سکونت دارند که اگر اجازه دهی من به نزد آنها روم و ایشان را به سوی تو دعوت کنم، شاید خداوند شر این گروه را از تو با حضور بنی اسد در کربلا، دفع کند!

 

برگرفته از کتاب حوادث الایام نوشته سید مهدی مرعشی نجفی

 


پاسخ دهید

دیدگاه شما


− 2 = هفت