روز اول محرم

روز اول محرم مصادف است با آغاز ایام سوگواری ، امام حسین علیه السلام ولی در تقویم برای این روز اتفاقات دیگری هم  ثبت شده است :

۱ . یورش سپاه ابرهه به مکه معظمه برای نابودی کعبه ۵۳ سال پیش از هجرت

۲- محاصره شدن پیامبر(ص) و بنی هاشم در شعب ابیطالب سال هفتم بعثت

۳- فرمان پیامبر(ص) برای دریافت زکات سال نهم هجری قمری

۴- آغاز خلافت عثمان بن عفان سال ۲۴ هجری قمری

۵- وفات محمد حنفیه، فرزند امیر مؤمنان علی علیه السّلام

وی در سال ۸۱ هجرى قمرى روز اول محرم بسنّ ۶۵ سالگى در مدینه منوّره از دنیا رفت و در بقیع مدفون گردید و بعضى گویند در طائف وفات کرد و در آنجا بخاک سپرده شد .

۶ – دعاى زکریا پیغمبر مستجاب شد.
زکریّا پیغمبر بنى اسرائیل فرزند نداشت از خداوند طلب اولاد مى کرد و عرض مى نمود پروردگارا استخوانم سست و موهایم سفید شد فرزندى بمن عنایت فرما تا وارث من و آل یعقوب باشد دعاى آنحضرت در این روز به هدف رسید خطاب شد اى زکریّا ترا به پسرى که اسمش یحیى است بشارت مى دهیم ، ولى زکریّا با تعجب عرض کرد من پیرم و عیالم عقیم شده ، بواسطه ملکى جواب رسید این کار برای من آسان است و یحیى از مادرى بنام ایشاع خاله مریم روز نهم رمضان متولد شد. و یحیى خاله زاده مریم بنت عمران بود.

۷ – روز اول محرم ، امام حسین (علیه السلام ) در منزلگاه قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبید الله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد

طـبـق نـقـل شـیـخ صـدوق در ((امـالـی )) ،  امام (ع) خیمه ای را مـشـاهـده فرمودند که نیزه ای جلو خیمه نصب شده و این  نشانگر شجاعت صاحب خیمه است ودر کنار خیمه هم اسبی بسته شده ، سؤال کردند خیمه از آن کیست ؟

گفتند: ((عبیداللّه حر جعفی )). حـضـرت مـؤذنان خودرا به نامهای حجاج بن مسروق جعفی ویزید بن مغفل جعفی  که هر دو نامشان در فهرست شهدای کربلا جاودانه شده است ـ به نزد عبیداللّه حرجعفی  فرستادند و او را دعوت به نـصـرت ویاری خویش نمودند این دو نفر آمدندوپیام امام (ع) را رساندند، ولی ((عبیداللّه جعفی)) پاسخ گفت : مـن از کوفه بیرون آمده ام تادستم به خون حسین (ع) واهل بیتش آغشته نشود ودر کوفه ، شیعه وناصری برای حضرت نمانده وهمه به دنیا رو آورده اند. پـیـام آوران وقـتـی پاسخ ((عبیداللّه جعفی )) را به عرض حضرت رسادند ، سیدالشهدا (ع) شخصا ، به طرف خیمه ((عبیداللّه جعفی)) حرکت کردند.

((عـبیداللّه جعفی )) می گوید: در خیمه نشسته بودم که ناگاه حسین (ع)  وارد شدند:

((مـا رایـت قـط احـسن من الحسین ولا املا للعین ولا رققت علی احد قط رقتی علیه حین رایته یمشی والصبیان حوله و نظرت الی لحیته فرایتها کانها جناح غراب فقلت له : اسواد ام خضاب ؟

قال : یابن الحر عجل علی الشیب فعرفت انه خضاب )).

((در عـمـرم کـسـی را به زیبایی حسین (ع) ندیدم که این چنین چشم را پر کند،هنگامی که دیدم کودکان اطـرافـش حـلقه  زده اند ونگاه به محاسنش نمودم که سیاهی محاسنش نظرم را جلب کرد ، پـرسـیـدم ایـن سیاهی ، طبیعی است یا خضاب  کرده اید؟

فرمود:پسر حر! پیری زود به سراغم آمد، فهمیدم که محاسن سفید شده و حضرت خضاب کرده است . بعد از نشستن در  خیمه ، امام (ع) خطاب به عبیداللّه فرمود:

((ان علیک ذنوبا کثیره ، فهل لک من توبه  تمحی بها ذنوبک ))

گـناهان زیادی مرتکب شده ای ، اکنون می توانی با یاری ما، گذشته خودراجبران کنی وتوبه نمایی . ((عبیداللّه )) گفت :  مرا معذور دارید ! اما اسبی تیزرو دارم به نام ((ملحقه )) که آن راتقدیم شما می کنم . امام (ع) فرمود: لا حاجه لنا فیک و لا فی فرسک . ما نه به تو احتیاجی داریم ونه به اسب تو. و طبق بیان قرآن کریم فرمودند ، انسانهای ظالم را تکیه گاه خود قرار نمی دهم . اکنون که مارا یاری نمی کنی ، زودتر از اینجا خارج شو، زیرا هرکس فریاد استغاثه مارا بشنود ومارا یاری نکند، خداوند متعال اورا به صورت ، به آتش جهنم می اندازد.

 

عبیداله حر جعفی

 

((عـبـیداللّه بن حرجعفی )) از اشراف و بزرگان کوفه و مردی شاعر و شجاع ، سواری دلیر بود سیصد نفر تیرانداز در اختیار داشته است و به علت محبتی که به عثمان داشت در نبرد صفین ، امیرالمؤمنین (ع) را تنها گذارد و بـه مـعاویه ملحق گردید!!

پس از شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام به کوفه آمد و در آنجا ماندگار شد تا زمینه های شهادت حسین علیه  السلام فراهم گشت و گویا به عمد، از کوفه بیرون آمده بود تا کشته شدن حسین علیه السلام را نبیند.  قبل از واقعه کربلا از دعوت امام حسین (ع) سرپیچی کرد و بعد پشیمان شد وهمراه ((مختار)) قیام نمود و از قاتلان حسین (ع) انتقام گرفت  سپس بر علیه ((مختار)) قیام کرد و به روستاها و اطراف کوفه حمله کرد واطرافیان مختار را کشت خانه او به دستور مختار ویران  گردید.بعد به جنگ ((مصعب بن زبیر)) رفت ولی سربازانش اورا تنها گذاشته و از ترس  اینکه مـبادا اسیر بشود خودرا در  فرات انداخت و غرق شد .

 

 


2 دیدگاه برای “روز اول محرم”

اشرفی شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ at ۱۲:۰۳ بعد از ظهر

سایت جالبی است خدا توفیق دهد

مجيد اشرفي مهر ۳۰ام, ۱۳۹۳ at ۹:۲۹ قبل از ظهر

خیلی عالی بودانشالله موفق و پیروز باشی

پاسخ دهید

دیدگاه شما


× شش = 12